السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

127

تفسير الميزان ( فارسي )

از اين حضرات رو گردانيده و غير آنان را پيروى كردند ، و بطور خالص اطاعتشان نموده ، كار را به جايى رساندند كه يك فرد شيعه و كسى كه نسبت به واليان حقيقى يعنى همان اوصياى پيغمبر ، اظهار ولايت مىكرد ، و علوم ايشان را طلب مىنمود ، دشمن خود مىشمردند ، و مصداق اين آيه شدند كه مىفرمايد : « وَنَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُكِّرُوا بِه ، وَلا تَزالُ تَطَّلِعُ عَلى خائِنَةٍ مِنْهُمْ » « 1 » . براى اينكه اينان در اثر دور شدن از علم اوصيا ، خودسرانه به تفسير قرآن پرداختند ، و پاره اى از قرآن را به پاره اى ديگر زدند ، به آيه اى كه نسخ شده تمسك كردند به خيال اينكه ناسخ است ، به آيه اى متشابه تمسك كردند ، به گمان اينكه آيه اى محكم است ، به آيه اى كه مخصوص به موردى معين است براى اثبات مطلبى عام استدلال كردن ، به خيال اينكه آن آيه عام است ، و به اول يك آيه احتجاج كردند ، و علت تاويل آن را رها نمودند ، و هيچ توجهى به آغاز و انجام آيه ننموده ، موارد و مصادرش را نشناختند ، چون نخواستند به اهل قرآن رجوع نمايند ، در نتيجه هم گمراه شدند و هم گمراه كردند . و شما ( كه خداوند رحمتتان كند ) متوجه باشيد ، كسى كه از كتاب خدا ناسخ را از منسوخ ، و خاص را از عام ، و محكم را از متشابه ، و احكام جايز را از احكام حتمى ، و مكى را از مدنى ، تشخيص نمىدهد و از اسباب نزول آيات ، و كلمات و جملات مبهم قرآن و علمى كه در مساله قضا و قدر در آن هست ، و آگاهى از آنچه بايد تقديم و يا تاخير داشت بىبهره است ، و آيات روشن را از عميق ، و ظاهر را از باطن ، و ابتدا را از انتها ، و سؤال را از جواب ، و قطع را از وصل ، و مستثنا را از مستثنا منه ، تميز نمىدهد و آنچه صفت است براى حوادث گذشته ، از آنچه صفت براى بعد است فرق نمىگذارد ، مؤكد را با مفصل ، و عزيمت را با رخصت ، و مواضع واجبات و احكام را مخلوط مىكند ، حلال را به جاى حرام مىگيرد ( حرامى كه ملحدين در آن هلاك شدند ) و نمىداند فلان جمله مربوط به ما قبل و يا ما بعد است ، و يا اصلا ربطى به قبل و بعد ندارد ، چنين كسى عالم به قرآن و اصلا اهل قرآن نيست . و هر جا و هر وقت كسى را ديديد كه مدعى چنين معرفتى است بدانيد كه مدعىاى بىدليل و كاذبى حيله گر است ، كه مىخواهد بر خدا و رسولش افترا ببندد و ماواى او جهنم است كه بدترين سرانجام است .

--> ( 1 ) قرآن را كه مايه تذكرشان و بهره زندگيشان است فراموش كردند ، و تو همواره به خيانتهايى از ايشان آگاه مىشوى ( سوره مائده آيه 13 ) .